خواجه نظام الملك الطوسي
59
سير الملوك ( سياستنامه ) ( فارسى )
نرم نرم تا بر اسپ آمد و بش اسپ بگرفت و دست به روى اسپ فروماليد و همچنان به پشت او فرود آورد . اسپ هيچ نجنبيد و خاموش همى بود . يزدجرد زين و لگام خواست . لگام بر سرش كرد و زين بر پشتش نهاد و تنگ استوار كرد و آنگاه پس اندر آمد و خواست كه پاردم اندر افكند . اسپ « 1 » ناگاه جفتهاى بزد مر او را بر سر دل و بكشت و سر از در بيرون نهاد و هيچ كس وى را اندر نيافت و كس ندانست كه از كجا [ 28 a ] آمد و بكجا شد . مردمان بر آن متفق گشتند كه « اين فرشتهاى بود فرستادهء خداى تعالى كه ما را از اين ستمكار برهانيد . » حكايت در اين معنى 5 - گفتند عماره بن حمزه اندر مجلس ابود و انيق 14 نشسته بود روز مظالم . مردى برخاست كه ستم رسيده بود و از عماره تظلم كرد كه « ضيعت من به غصب فروگرفته است . » امير المؤمنين ابو دوانيق عماره را گفت « برخيز ، بر ابر خصم بنشين و حجّت خويش بگوى . » عماره گفت « من خصم وى نيم و اگر اين ضيعت از آن من است بوى بخشيدم و من برنخيزم از آنجا كه خليفه مرا گرامى كرده است و نشانده و من جاه و مرتبت خويش بضيعتى نتوانم داد . » همهء بزرگان را خوش آمد از بلندهمتى وى . * * * 6 - و ببايد دانست كه قضا پادشاه را مىبايد كردن بتن خويش و سخن خصمان شنيدن به گوش خويش . چون پادشاه ترك باشد يا تازيك يا كسى كه او تازى نداند و احكام شريعت نخوانده باشد مر او را بنايبى حاجت آيد تا شغل مىراند بنيابت او . اين قاضيان همه نايب پادشاهاند و بر پادشاه واجب است كه دست قاضيان قوى دارند « 2 » و حرمت و منزلت ايشان بايد كه بكمال باشد از
--> ( 1 ) - اسب NC - : P ( 2 ) - دارند NC : دارد P